برچسب پست‌ها ’پايتخت‘

چه به سرمان مى آید؟

آبان ۱۰ام, ۱۳۹۰

نمى دانم چه به سرمان مى آید تا مهندس و دکتر مى شویم, تا ارشد و دکترى مى گیریم مغرور مى شویم. بدتر اینکه سر از دانشگاه هاى پایتخت در بیاوریم.
چه به سرمان مى آید که فکر مى کنیم عقل کل شده ایم. بقیه را آدمهاى ناقص و نفهم مى بینیم. خودمان را صاحب عقلانیت و تفکر معرفى مى کنیم.
بدتر اینکه اصل و نسب همین چند سال پیش خود را فراموش مى کنیم و خودمان را پایتختى معرفى مى کنیم. هواى پایتخت ما را مى گیرد و در سایه ى برج میلادش فکر مى کنیم مغزمان با یک لامپ نامحسوس روشن شده است! خدا را جور دیگر مى بینیم, دین را جور دیگر, حق زندگى, آزادى بیان, درک, فهم, هنر, سینما, تلویزیون, رسم زندگى, انتخاب, حق انتخاب و هر مفهوم دیگرى که وجود دارد تعریفش یک جور دیگرى مى شود.

چه به سرمان مى آید؟

برچسب: ،،،،،،،،،،
ارسال شده در دل نوشت | نظرات (۰)