برچسب پست‌ها ’فرهنگ‘

نمی شود که نمی شود!

آبان ۱۳ام, ۱۳۹۳

آنهایی که دیوار خانه شان را نقش و نگار هخامنشی می زنند. یا آنهایی که به مدل موی عجیب و لباس پوشیدن های عجیب ترشان یک گردنبند و یا دستبند فروهر هم اضافه می کنند؛ باید بدانند فرهنگ و تمدن هفت هزار ساله و منشور حقوق بشر و انبوه سخنان منتسب به کوروش با این کارها زنده نمی شود. نمی شود تاریخ را تنها با حرف تکرار کرد. حقیقت جامعه ی ما این است که دچار شعارزدگی های عجیبی شده و حتی کار به جایی رسیده که باورشان شده چقدر در فرهنگ و تمدن غرقند! حقیقت تلخ جامعه این است که هر کسی فکر می کند فرهنگ یعنی خودش، افکارش و اعتقاداتش حتی اگر پنجره ی آپارتمان و ماشینش را باز کند و هر چه دستش هست پرت کند بیرون! یا اینکه با موتور بزند به پیاده رو و در جواب اعتراض ها بگوید اینجا ایرانه ها! یا اگر لازم باشد کوچکترین اصول راهنمایی و رانندگی را رعایت نکند و بعد از نظم شگفت انگیز خیابان های پاریس و لندن بگوید و حسرت خیابان های آلمان و آمریکا و ژاپن و کره را هم بخورد.
حقیقت جامعه این است که برای باور کردن درجه و مقام علمی و حتی کاری کسی باید خانه و ظاهر شیک و آنچنانی و یک باد غبغب ببینند و گرنه در نبود این ها نیشخندی می زنند و ته دلشان شخص را هالو فرض می کنند! حقیقت این است که وقت تنگ اتفاقات سیاسی که می رسد همه ی مردم ایران خواستنی و دوست داشتنی اند و همه ی جای ایران سرایشان است اما در حقیقت قشم یک جوری است، زابل که افغانستان است، کرمان معتاد است، بندرعباس قاچاقچی است و ترک و لر که فلان است، اصفهانی خسیس است و شیرازی تنبل! حتی در یک استان شهر به شهر و روستا به روستا هم حقیقت تلخ تر است. لابد فردوسی و کوروش هم از این همه ارادت ایرانی ها به هم باید بسیار خوشحال باشند و آسوده بخوابند!

پ.ن: ادامه دارد …

0

برچسب: ،،،،،،
ارسال شده در اجتماعی | نظرات (۱)

نمایشگاه کتاب

اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۳

۱) بیست و هفت سال است نمایشگاه کتاب برگزار می شه و همچنان هم در تهران است. هم چنان قرار است این پایتخت بودن باشد دلیل نعمت و …

بیست و هفت دوره است که هنوز کسی برای نیاز کتاب و کتاب خوانی کاری نمی کنه. اصلا بیست و شش سال قبل به کنار در این بیست و هفتمین نمایشگاه کتاب چرا نباید فروش اینترنتی کتاب وجود داشته باشه؟ چرا من به عنوان یک مراجعه کننده به سایت به درد نخور نمایشگاه کتاب باز هم باید ناراحت بشم و دست خالی برگردم؟ مگه امسال سال فرهنگ نیست؟ این طوری می خواهند فرهنگ را گسترش بدهند؟ چرا این سایت یک سال که فرصت نو شدن، هیجان انگیز شدن و امیدوارانه شدن را  داشت این قدر بی خاصیت بود؟

جستجوی سایت نمایشگاه را که می بینم خنده ام می گیره. عنوان کتاب، نام نویسنده، نام انتشارات، شابک و غرفه و راهرو و اینا رو من دور از نمایشگاه باید بدونم؟! اسم اینو می گذارند جستجو؟! اصلا آمار بازدیدکنندگان از نمایشگاه چند نفره؟ چند درصد از مردم ایران را تشکیل می دن؟ مردم ایران هیچی. چند درصد از خود تهران و حومه رو تشکیل می دن؟!

تنها می تونم بگم متاسفم!

۲) در شهرهای دیگه یه چادر می زنند و یک میز می ذارند داخلش و کتاب هم روش. اسمش می شه نمایشگاه کتاب با پنجاه درصد تخفیف! کتاب ها هم که شامل غورباقه را قورت بده، چه کسی پنیر مرا دزدید؟،لطفا گوسفند نباشید،  مدیر یک دقیقه ای، آنچه زنان باید درباره ی مردان بدانند، آنچه  مردان باید درباره ی زنان بدانند، زنان ونوسی مردان مریخی، صد و ده راز زیبایی، ماسک صورت، تعبیر خواب، طالع بینی، انواع کتاب های آشپزی و شیرینی پزی و کارد بخوره تو شکمشون و رمان های آشغال و در کنارش هم مفاتیح و قرآن و چند تا کتاب مذهبی و داستان ها و تفسیرهای جور واجور که هر کسی از مذهب و دین و خدا و پیغمبر داره با چاشنی پازل های سیندرلا و سفید برفی و باقی دوستان! جالب تر اینکه این پدیده ی شگفت انگیز در دانشگاه!! اتفاق بیفته  اون هم دانشگاهی که هیچ رقمه با این عناوین تکراری و حال به هم زن ارتباط نداره.

۳) من مطمئنم امسال سال فرهنگی خوبی داریم. سالی که نکوست از همین خزان کتابش پیداست!

 

0

برچسب: ،،،
ارسال شده در اجتماعی،فرهنگی | نظرات (۲)