چندی از این حکایت …

آبان ۱۶ام, ۱۳۹۵

۱) سال ها پیش آشنایی پیامی داد و پرسید:”گر دوست داشتی چیزی را از زندگیت حذف کنی چی بود؟” جواب دادم: “فراموشی!”
۲) فکر می کنم به این که واقعا مسئولین کشور یادشان نمی آید در کجا و چگونه درس خواندند؟ آقایان! خانم ها! آیا دوره ی دکترایی که شما گذراندید به کیفیت دوره دکترای داخل ایران بود؟ تعریف دکترا و دانشجوی دکترا بی کاری، بدون حقوق و بدون سابقه ی کار است؟!
۳) سال ها پیش در کلاس اخلاق یاد گرفتم ریشه ی واژه ی انسان از نسی و معنی آن “بسیار فراموشکار” است. اما من گمان نمی کنم انسان ها به این اندازه فراموشکار باشند. انسان ها بیشتر خود را به خواب می زنند!
۴) فقط یک متولد نیمه ی دهه شصت است که می تواند با شنیدن اخبار صندلی خالی در دانشگاه تلخندی از عمق جان بزند و …

برچسب: ،،،،،
ارسال شده در اجتماعی،توسعه،فرهنگی | نظرات (۰)

گذاشتن یک پاسخ